تمام کارهایی که هنگام مرگ یک عزیز انجام می شود


ترنت پارکه / مگنوم

W.وقتی قلب پدرم متوقف شد چاره ای جز ادامه حرکت نداشتم. او تنها زندگی کرده بود ، و من فهمیدم که تدارکات مرگ او کاری دلهره آور خواهد بود – برنامه ریزی مراسم تشییع جنازه ، پرداخت بدهی هایش ، تقسیم اموالش. این مسائل عملی که در حال ظهور بود من را عصبانی کرد. من متنفر بودم که اخبار تکان دهنده من جهان را تکان نداده بود. مدام می چرخید ، من هم همینطور. پنجشنبه این پیام را دریافت کردم. شنبه از خانه من در انگلستان به خانه اش در ساوانا ، جورجیا پرواز کرد. و خواهرم را روز دوشنبه به آپارتمانش برد تا پایان زندگی اش را ببندد. ما کلید آپارتمانش را نداشتیم ، اما خواهرم خانه دار را می شناخت و مطمئن بود که با توجه به شرایط ، اجازه ورود به خانه را می دهد.

در عوض ، او ما را برگرداند. من وحشت کردم: چگونه لباس تشییع جنازه او را تهیه کنیم؟ چگونه می توان فهمید که آیا او بیمه عمر برای تأمین هزینه تشییع جنازه دارد؟ چه زمانی به ما اجازه دادند آپارتمان او را تخلیه کنیم و آیا من تا آن زمان هنوز در کشور بودم؟

من قبلاً هرگز به آپارتمان پدرم نرفته بودم – در پاییز 2019 به خارج از کشور رفتم ، دو ماه قبل از مهاجرت پدرم به ساوانا و شش ماه قبل از اینکه همه گیری کرونا برنامه های من برای ملاقات با خانواده را ناکام بگذارد – اما این مانند یک غریبه درد می کرد. آنجا درمان می شود می خواستم آثار هنری زندگی او را ورق بزنم و در خاطرات شادتری که حضور او برای او رقم زده بود غرق شوم. نشسته با بقایای پدرم در میان وسایلش. تا جایی که ممکن است از ملاقاتی که COVID از من رد کرده بود استفاده کنم. و من از پذیرش نگهبان که روی در ایستاده بود اذیت شدم تا مطمئن شوم که این کار را نکرده ام.

من مطمئن بودم که سوء تفاهم وجود دارد ، اما تنها اشتباه من بود. هر اجازه ای که برای کاوش در وسایل پدرم لازم باشد با او فوت شده بود. حرکت موفقیت آمیز در فرآیند موسوم به ارث برای بازگرداندن این مجوز دشوار است و معمولاً به کمک وکیل نیاز دارد. حتی در آن زمان ، همه چیز همیشه آنطور که انتظار می رفت پیش نمی رود – به این ترتیب بود که من وسایل پدرم را از پیاده رو جمع آوری کردم وقتی که تقریباً سه ماه پس از مرگ او تخلیه شد.

مترشرایط شما عجیب بود اما غیر معمول نیست که یک سری کارهای پیچیده و غیرمنتظره لجستیکی بعد از مرگ یکی از عزیزان در دامان شخص بیفتد. استفانی هندل ، روان درمانگر غم و تروما در مرکز وندت برای از دست دادن و شفا در واشنگتن دی سی ، به من در مورد بروشورهایی که این مرکز برای مراقبت از داغدیدگان اخیر از آن استفاده می کرد ، گفت و لیست عظیمی از مواردی را که در هفته ها و ماه های بعدی در آن حضور دارد ، شرح می دهد: تأمین اجتماعی ، درخواست کمک جنازه (در صورت واجد شرایط بودن) ، انتشار اعلامیه فوت ، سفارش گواهی فوت ، تماس با کارفرمایان و بانک ها ، بستن حساب های رسانه های اجتماعی ، لغو اشتراک ها ، رسیدگی به اسناد پزشکی ، وکیل ، پرداخت مالیات. این یک کار چالش برانگیز فکری و روانی است. و این وظیفه ای است که شما باید انجام دهید در بهترین حالت خود نیستید. “

آنچه بعد از از دست دادن پدرم آموختم این بود که قوانین محافظت از اموال یک متوفی به طرز شگفت آوری قوی است. اگر او از قبل با این امر موافقت کرده باشد ، مالکیت برخی از چیزهای او به طور خودکار از بین می رود. به عنوان مثال ، بانک ها به مشتریان خود اجازه می دهند در برخی از حسابها ذینفع را “در صورت فوت قابل پرداخت” تعیین کنند. تقریباً در همه موارد ، تقریباً هر چیز دیگری – حتی لباس و وسایل نقره – باید قبل از اینکه کسی بتواند به طور قانونی آنها را مطالبه کند ، از طریق حکم مشروط شود. این واقعیت که پدرم وصیت کرده بود که من را به عنوان مجری او تعیین کرده بود ، به من و خواهرم اجازه نداد که این روند را دور بزنیم. Gerry W. Beyer ، وکیل مشروط و استاد دانشکده حقوق دانشگاه تگزاس تک ، به من گفت: “وصیت نامه فقط یک تکه کاغذ است تا زمانی که دادگاه تجدیدنظر آن را بررسی کند.”

فرایند وراثت در ایالت ها و حتی استان ها متفاوت است ، اما عموماً شامل ردیابی وصیت نامه اصلی و درخواست از همه “وراث در قانون” – معمولاً همسر و فرزندان – برای تشخیص آن است. اگر همه چیز خوب پیش برود ، اجرای وصیت نامه می تواند چند هفته طول بکشد. اما هر گونه سکسکه ای – می گویند وصیتنامه اصلی پیدا نمی شود ، یا یک بیماری همه گیر سیستم دادگاه مشروط را فرا می گیرد – می تواند روند را کند کند. گرگوری متالون ، وکیل املاک مستقر در نیویورک ، به من گفت اگر وارث مشروطی اراده را به چالش بکشد ، تصرف در املاک ممکن است سالها طول بکشد. در این میان ، وسایل متوفی در نوعی بلاتکلیفی قانونی قرار دارد و به جز در موارد نادر ، نباید توسط کسی لمس شود.

در بسیاری از موارد ، البته ، آنها به هر حال لمس می شوند. اعضای خانواده آنچه را که از میراث خویشاوندان خود می خواهند می گیرند و بقیه را اهدا می کنند. صاحبخانه ها می توانند خانواده مستاجر متوفی را تحت فشار قرار دهند تا خانه خود را تخلیه کنند. جوآن بوردا ، وکیل ساکن اوهایو ، به من گفت که به دست آوردن املاک به ندرت مشکلی در مورد اقلام کم ارزش شخصی یا پولی ایجاد می کند ، اما برخورد زودهنگام با اقلام گران قیمت یا گران قیمت می تواند مشکلات قانونی ایجاد کند. به همین دلیل ، برخی از صاحبخانه ها بدون اجازه قضایی اجازه ورود به آپارتمان مستاجر متوفی را نمی دهند. وکیل ما به ما توصیه کرد که اجاره پدرم را متوقف کنیم به این امید که ساختمان او این شرایط را برطرف کند. وکیل ما می گوید که اگر پدرم را بیرون کنند ، می توانیم وقتی که آپارتمانش ترخیص شد ، وسایل او را با خود ببریم.

دلایل خوبی برای محافظت از اموال متوفی وجود دارد – شما نمی خواهید شخص اشتباه با دارایی های گرانبهای خود فرار کند – اما سختی این روند می تواند باعث کابوس دیدن عزیزان با نیت خوب شود. یکی از زنانی که با او صحبت کردم ، نه ماه مرخصی گرفت تا به پدر سالخورده اش در مدیریت املاک همسر مرحومش کمک کند – او مجری رسمی بود اما نمی توانست به تنهایی کار را انجام دهد.

سیرلین به من گفت که این سردردهای لجستیکی می تواند تجربه اندوه را به طرق مختلف شکل دهد. گاهی اوقات کسانی که به کارهای کاربردی مشغول هستند احساسات خود را برای مدتی کنار می گذارند ، که برای خارجی ها عجیب و برای خود داغدیده نگران کننده است. ممکن است مردم از خود بپرسند “چرا من الان گریه نمی کنم؟” هندل توضیح داد. “اما کارهایی وجود دارد که باید انجام شود ، به این معنی که توانایی شما برای نشان دادن احساسات خود باید متوقف شود.” برای دیگران ، این مسئولیت می تواند بر غم و اندوه بیفزاید. پر کردن کاغذبازی یا اهدای لباس می تواند به عنوان “پنجره دیگری برای این واقعیت باشد که تمام واقعیت شما تغییر کرده است” ، به قول سیرلین. ممکن است شخصی احساس کند که پس از شکست تنها با انجام یکی از این کارهای بی ضرر ، پای خود را پیدا کرده است تا او را به غم و اندوه بکشاند. به ویژه هنگامی که روند کار بدون مشکل پیش نمی رود – به عنوان مثال ، هنگامی که کاغذهای عزیزان به خوبی سازماندهی نشده اند یا املاک اطلاعات ناخوشایندی در مورد آنها نشان می دهد – زشتی این کارها می تواند خاطرات دلپذیر و داستانهای گلگون را که می خواهیم با آنها بگذریم ، پیچیده کند. سیرلین می گوید: “وقتی دلت برای کسی تنگ می شود نشستن با کینه سخت است.”

مترy خانه پدری هرگز تسلیم نشد ، اما با کمک وکیل ما ، یک ملاقات تحت نظارت ترتیب دادیم تا به دنبال وصیت نامه ام باشم و کت و شلوار پدرم را بردارم. (یک معاون سرپرست ساختمان از اظهارنظر در مورد جزئیات پرونده خودداری کرد ، اما خاطرنشان کرد: “به طور کلی ، ما اجازه نداریم به افرادی که در اجاره نیستند ، حتی اگر مربوط به ما به دنبال همکاری با اعضای خانواده یک مقیم متوفی هستیم تا آنها بتوانند وسایل عزیزان خود را به دست آورند. اقدامات ما طبق دستور و با هماهنگی وکیل خانواده انجام شد. “)

ما نتوانستیم وصیت نامه اصلی او را بیابیم ، اما یک نسخه از رایانه او چاپ کردیم و سپس کت و شلوار تنهایی را که در کمدش آویزان بود ، به همراه یک جفت کفش کتانی مشکی به داخل یک کیسه خواربار فروشی جمع کردیم. خواهرم یک تسبیح پلاستیکی از روی تختش داخل جیب کتش کرد و وقتی روی شانه او نگاه کرد تا مطمئن شود که پذیرش نظاره گر نیست ، هر دوی ما شروع به خندیدن ملایم و گریه بر پوچ بودن شرایط کردیم. اگر دارایی او ارزش خاصی داشت ، در این آپارتمان نبود. بین ما مالکیت آمریکایی و یک کلاه بیس بال تنگ روی پیشخوان مچاله شده بود ، شعری که من در روز تولدش برایش سروده بودم ، که چاپ کرده بود و در دفتر کارش به دیوار چسبانده بود ، صد کتاب فرسوده ، زیر خط افراطی او تبدیل شده بود برای هیچ کس غیر از ما ارزش ندارد

هنگام خروج ، مسئول پذیرش با دقت به کیف ما نگاه کرد تا مطمئن شود ما چیزی را که نباید برداشته بودیم نبردیم و سپس ما را به ماشین خود رساند و در آنجا به ما یادآوری کرد که در اسرع وقت از ما خوش آمدید. مستندات مناسب

قبل از اینکه او را بگیریم ، او را بیرون کردند. خوشبختانه دستیار مدیر املاک تاریخ و زمان را از قبل به ما اعلام کرد ، بنابراین ما شرکت های متحرک را استخدام کردیم تا وسایل پدرم را بردارند و ذخیره کنند. اما وقتی به آنجا رسیدیم تا وسایل او را از پیاده رو برداریم ، برخی از آنها آسیب دیدند. یک بطری باز Drano محتویات یک کیسه را خیس کرده بود. دستان مجسمه ساز بانوی حضرت فاطمه (س) که والدینم در ماه عسل داشتند ، دستان او را جدا کرده بود. و کاری از دستم برنمی آمد ، زیرا قوانینی که قرار بود مطمئن شوند وسایل پدرم در اختیار من است ، دسترسی آنها را خسته کرده بود.

هندل گفت: “من فکر می کنم متأسفانه آنچه شما یاد می گیرید این است که اندوه بسیار کثیف است.” این امر با حوصله و پوچی وجود انسان ارتباط ناگسستنی دارد. مرگ می تواند باعث آن شود ، اما اندوه استان زنده هاست. زندگی ادامه دارد.