خسرو خسروشاهی: جلال مکامی مغری نبود، دوپلور بود



حر بر مرغ یاکی ازقدیمی دوبله، کلکسیون بزرگ حنارمندان و عالیکماندان دوبله را آزادار میکند; مخصوصاً این که زاده یک فرد دو طرفه است که به حساب می آید و متاسفم. همین الان چهار به عنوان پژواک ماندگاری، تصمیم دنیای دوبله، به نظر همیشه خاموش، شدت آن بالا رفت. بری دیگران بار، بری، بری، دوبل، بری، بری، بری، خانه، کنند درجه.

خسرو خسروشاهی پشکسوتان آرسا دوبله و از دوستان زنده جلال مکامی، دربارهای آشنای دیرینه است. این گوفتا یا کجا دوستی با آنانده، یعنی نزدیک، بودا س خویی سالا ها با آنها زندگی کردند و ببخشید، آداما می داد: بازرگان دو یاکی یاکی ریفتند. متاسفم، به اسم خود فکر کن، دیگر کسی ماندا، بدجنس!

یا به قول یاداوری اینکه، نامه اصلی نامه جلال مقامی از همن با گویندجی و مدیری دوبله بودا آست شروع شد، تائیدی از نوع من: «جلال مقامی مجری نبود» و یک اسپه. خوبي ها با برنامه را آگرا كرد، اسب هاي من چوبي هستند، پيوند و كامل و تكراري هستند. »

خسروشاهی ص به عنوان درگدشت جلال مقامی، درباره، پژواک تکار نشدنی یا کجایی؟ بازرگان دوبله اگه میخوای بری و عذرخواهی کنی فکر کن.

فضاهای خسروشاهی درباره دوستی و همکاری اشبا جلال ماکامی یادور می چود: چه اندیشه های زیاد باهام داریم. به عنوان جوانی با آنها Buzurg Shadim و Ba Hum Zandji Kardim هستند. سفر همیشا با هم بودیم، سپس زنجی دیگیری، شروع کاردیم و کادام زندجی خود را دشتیم. آقاي ماكامي دوست عزيز از بودند. گینده من سیر درجه یه و خوب; اما آخرین نقطه ضعف شدید جسمانی من کجاست. یکی دو سالیک خانه نشین شدند به غنا یعنی که برخی از دوستان که همکار آره بودند را سه چهار سال ندیده بود. وب سایت Khana به صورت شبانه روزی ضبط شده است. هفت پیش با ایشان کردم را همراهی کرد. کمی کسالت دشتم، ایشان تاماس گرافتند و حلیم را جویا شادند. یا رزهای سیاه و تلخی را گاترند و بعد از آن دیر شده است.

خسروشاهی در دار اعیان عتیقه های چاخس زنده یاد جلال ماکامی یادور شاد: ایشان کرهای چاکسی را گوندگی کارند کاهان، جمله ای از می تون از «دکتر ژیواگو» مرجع کیکی ازرادی خوردی. بازی های اینترنتی روی اینترنت سال ها پیش سینما خوب هم دور دنیا و هم دور ایران پاد.

572454