دویست و سی سال بعد ، انقلاب هائیتی همچنان الهام بخش است


بیست و دومینnd 230 آگوست از آغاز انقلاب هائیتی ، تنها شورش برده ها برای ایجاد ملت.

این انقلاب با الهام از آرمانهای روشنگری که انقلابیون را در فرانسه و آمریکا تحریک کرد ، باعث ایجاد احساسات جهانی علیه برده داری شد و به عنوان یک داستان قابل توجه پیروزی در برابر وحشیگری ، استبداد و خشم جهان برجسته می شود.

بسیاری از مورخان آن زمان ، از جمله نویسنده ترینیدادی CLR James ، که کتاب او جاکوبین سیاه اعتقاد بر این بود که انقلاب هائیتی ارزشهایآزادی ، برابری ، برادری ‘ از انقلاب فرانسه که الهام بخش او بود. اگرچه فرانسه برده داری را در 1794 لغو کرد ، ناپلئون سعی کرد آن را با زور پس از 1802 دوباره وارد کند.

پروفسور میمی شلر ، رئیس دانشکده جهانی موسسه پلی تکنیک ورستر ، ماساچوست و صاحب نظر در جامعه شناسی و تاریخ کارائیب ؛ “من با یک شاخه کامل از تاریخ نگاری و اندیشه سیاسی کارائیب موافقم که می گوید بزرگترین ارزشهای ما برای دموکراتیزه شدن ، برابری و آزادی ناشی از انقلاب هائیتی و مبارزه مردم برده برای رهایی است.”

این انقلاب مدت ها پس از استقلال هائیتی در سال 1804 ، به ویژه در میان اجداد برده داری ، طنین انداز شد. شلر اظهار داشت که “رنسانس هارلم در ایالات متحده و کارائیب در مورد کشف مجدد افتخار فرهنگی در جنبش های نگریتود بود و انقلاب هائیتی بخشی از این داستان بود”. […] همه اینها بر پایه همه ناسیونالیسم پان آفریقایی و آفریقایی و جنبش های حقوق مدنی است. “

اما وقتی هائیتی امروز خبر می دهد ، به ندرت دلیل خوبی دارد. در طول صد سال گذشته ، این کشور از اشغال وحشیانه ایالات متحده ، حکومت طولانی و وحشتناک خانواده دووالیه و بلایای بشردوستانه مانند زلزله 2010 هائیتی که منجر به کشته شدن 250 هزار نفر شد ، رنج می برد. در آن سال رئیس جمهور هائیتی ترور شد و زلزله دیگری رخ داد و بازماندگان و قربانیان هنوز از زیر آوار بیرون کشیده شدند. این کشور فقیرترین کشور در نیمکره غربی است.

منبع: Pixabay

برخی از مشکلات هائیتی ناشی از انقلاب است. جمهوری جوان مجبور شد 150 میلیون فرانک به عنوان خسارت وارده به برده های آزاد شده هائیتی به اربابان و شکنجه گران سابق خود بپردازد. این مقدار معادل 21 میلیارد دلار امروز است.

با این حال ، مشکلات هائیتی اجتناب ناپذیر نیست و بسیاری از آنها به همان اندازه قدیمی به نظر نمی رسند. شلر اظهار داشت: “روابط تجاری و موفقیت های اقتصادی بسیار مهمی در هائیتی به دست آمده است و اگر به سرعت بگوییم که این کشور شکست خورده است یا اقتصاد آن به جایی نرسیده است ، این روابط لغو می شود.”

او به این واقعیت اشاره کرد که هائیتی پس از انقلاب از تجارت پردرآمد با بخش هایی از ایالات متحده برخوردار بود و به یک صادرکننده بزرگ قهوه و چوب تبدیل شد.

“مشکلات از جهاتی ناشی از فشارهای خارجی مانند اشغال آمریکا (1915-1934) ، ایجاد دیکتاتوری ، ایجاد اقتصاد خانواده های نخبه بسیار کوچک که اقتصاد هائیتی را کنترل می کنند” است. او همچنین به برنامه های تعدیل ساختاری دهه 1980 اشاره کرد که به خودکفایی کشاورزی هائیتی پایان داد و با واردات برنج و مرغ آمریکایی یارانه ای بخش کشاورزی آن را از بین برد. این امر منجر به مهاجرت خانواده ها از روستا به شهرها شد که زیرساخت هایی برای حمایت از آنها وجود نداشت.

شلر در پاسخ به این س whetherال که آیا تاریخ هائیتی در مواجهه با آرمان های انقلاب غم انگیز است یا خیر ، در نهایت مخالفت کرد.

“من خیلی تلاش می کنم که تاریخ هائیتی را تراژیک نبینم. من فکر می کنم تاریخ هائیتی برای بسیاری به همان اندازه الهام بخش بوده است و وضعیتی که در آن قرار دارد غم انگیز است […] انقلاب و تاریخ هائیتی و فرهنگ ها و مردم هائیتی در واقع به من امید می دهند که ممکن است راهی وجود داشته باشد. اینکه در مورد تاریخ غرب و تجدد و پیشرفت و چیزهایی از این قبیل اندیشه و بازخوانی اساسی وجود دارد که می تواند در تاریخ این پروژه باورنکردنی خود رهایی مجدداً برقرار شود. “