ضرورت اولویت بندی سلامت روان


بیماریهای روانی همچنان یکی از ویژگیهای جزئی در دستور کار بهداشت جهانی است. بیماریهای روانی جبران شده است 10.5٪ بیماری جهانی در سال 2010 و است علت اصلی ناتوانی جهانی در آینده ، 25 درصد از مردم تا پایان عمر تحت تأثیر قرار خواهند گرفت. با توجه به اعداد و ارقام قابل توجه ، شگفت آور است که سلامت روان به عنوان یک مسئله بهداشتی به اندازه کافی مورد بحث و اولویت قرار نگرفته است ، چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی. بیماریهای روانی باید به عنوان یکی از دغدغه های اساسی حقوق بشر و یک موضوع مهم برای دولتهای ملی و نهادهای جهانی مانند سازمان ملل متحد و سازمان بهداشت جهانی در اولویت قرار گیرند. COVID -19 فقط به ویرانی بالقوه یک بیماری اغلب قابل پیشگیری و درمان می افزاید که به زودی – اگر نه – به یک بیماری همه گیر تبدیل خواهد شد. نیازی واضح و فوری برای قرار دادن سلامت روان در دستور کار جهانی و آشتی آن با مسائل مربوط به سلامت جسمانی است.

بیماریهای روانی و عوارض آن

بیماری روانی داشته باشد تاثیرات منفی هم نیروی کار و هم سرمایه ، با هزینه های مستقیم مربوط به درمان ، مراقبت ، حبس و هزینه های غیر مستقیم از جمله از دست دادن توانایی کسب درآمد به دلیل درمان ، ناتوانی یا مرگ. در گزارش Excellence in the Life Sciences (EMBO) هزینه های اقتصادی مستقیم و غیر مستقیم بیماری های روانی جمع می شود 2 تریلیون دلار، با هزینه های غیر مستقیم که بیشتر بار را تشکیل می دهند. از دست دادن تجمعی خروجی اقتصادی ناشی از بیماری های روانی افزایش می یابد و به سایر بیماری های اصلی مانند سرطان و بیماری های قلبی عروقی نزدیک می شود. برخی برآوردها نشان داده است که بیماری های روانی تولید ناخالص داخلی جهان را تقریباً افزایش داده است. مرطوب کردن 35٪نشان می دهد که چگونه تأثیر اقتصادی بیماری های روانی یک مانع جدی برای توسعه و رشد است.

دولتهای ملی و نهادهای بین المللی نیز باید به بیماریهای روانی به عنوان یک مسئله ایمنی نگاه کنند. طبق یک تخمین 74٪ پرسنل نظامی فعلی ایالات متحده نیاز به درمان روانپزشکی دارند اما به دلیل انگ و نگرانی های شغلی آن را دریافت نکرده اند. عدم درمان ، کارکنان خدمات را در خارج و داخل کشور به خطر می اندازد. بیماری روانی نه تنها تهدید مستقیم نیروهای نظامی را به دنبال دارد ، بلکه تهدیدی برای دستیابی به امنیت انسانی است ، که به ناچار مستلزم به رسمیت شناختن حقوق بشر است.

درمان سلامت روان: عدم رعایت حقوق بشر

موانع مداوم دسترسی به درمان روانی – اجتماعی عبارتند از: بالاتر از هر بخش دیگر برای یادگیری منتشر شده توسط EMBO جویندگان درمان با موانع روبرو شد مربوط به هزینه ها ، ناراحتی ، در دسترس نبودن درمان ، انگ و فقدان متخصصان آموزش دیده بهداشت روانی است. انگ، از جمله تصورات غلط در مورد اعتبار بیماری روانی به عنوان یک بیماری واقعی و مشکل مسئولیت یا سرزنش کسانی که از آن رنج می برند ، منجر به عدم اراده سیاسی خطرناک برای مقابله با این همه گیری خاموش می شود. این موانع به عنوان فقر بر افراد فقیر تأثیر نامتناسبی دارد شناخته شده است هم به عنوان یک علت و هم در نتیجه سلامت روانی ضعیف. انگ برای کسانی که در مناطق فقیرنشین زندگی می کنند نیز بیشتر مشهود است. فقط در سطح جهانی 10٪ کسانی که از افسردگی رنج می برند در برخی از کشورهای توسعه نیافته جهان به حداقل سطوح مراقبت کافی دسترسی دارند.

چارچوب های بین المللی حقوق بشر حق سلامت را تضمین می کند که به طور ضمنی شامل سلامت روان می شود. زیر ماده 25 اعلامیه جهانی حقوق بشر (UDHR) حق برخورداری از استاندارد زندگی متناسب با سلامتی و رفاه با ارتباط آشکار با سلامت روان را به رسمیت می شناسد. در حال حاضر کمبود تلاش و منابع برای اطمینان از این امر وجود دارد حق سلامتی برای افراد مبتلا به بیماری روانی صدق می کند. این امر هنگامی آشکار می شود که فرد هم عدم دسترسی به درمان و هم حق نظارت بر سلامت خود را در نظر می گیرد. حق کنترل سلامتی شخص مخصوصاً در رابطه با درمان و حبس غیر توافقی اهمیت دارد.

انگ در کشورهایی که مشکلات بهداشت روانی را در سیستم های حقوقی خود مطرح می کنند ، بیشتر نمایان می شود. برای مثال ، خودکشی به پایان رسیده است بیست و پنج کشور؛ این امر نه تنها منجر به افزایش انگ در سلامت روان می شود ، بلکه منجر به گزارش ناکافی از موارد خودکشی نیز می شود ، که مانعی واقعی برای پی بردن به وسعت واقعی بحران بهداشت روانی جهانی است. آثار زیانبار انگ اجتماعی را می توان در چین مشاهده کرد ، کشوری که به دلیل عدم رعایت حقوق بشر مشهور است. بیماری روانی به عنوان یک مشکل در چین در نظر گرفته می شود ثبات اجتماعی و نگرانی در مورد اجرای قانون که انسانهایی را که با بیماری دست و پنجه نرم می کنند ، غیر انسانی می کند و منجر به نقض حقوق بشر ، از جمله زندان و رفتار غیر انسانی می شود. وان یانهای ، متخصص پزشکی که در خدمات بهداشت عمومی و برای یک NGO خصوصی کار می کند ، گفت که افراد به کلینیک های روانپزشکی ارسال می شود برای روابط هم جنس ، اختلافات داخلی و اختلافات سیاسی.

آثار COVID-19 و راه پیش رو

جهان وارد سال جدید شد و همان رنج های آخرین همه گیری همه گیر COVID-19 را به ارث برد. COVID-19 باعث وخامت سلامت روان در سراسر جهان شده است. قرنطینه های طولانی مدت افراد مبتلا به بیماری های روانی قبلی را از دسترسی به درمان های حیاتی ، برنامه های روزمره حیاتی ، مکانیسم های مقابله ای منظم و سیستم های حمایتی از زندگی محروم کرده است. این امر منجر به شده است نرخ های بالاتر از کسانی که علائم آنها بدتر شده است ، وضعیت خطرناکی را برای سیستم های بهداشت ملی تشدید می کند ، که در حال حاضر تحت استرس قابل توجهی در مبارزه با همه گیری هستند.

سلامت روان باید در مقیاس جهانی بهتر مورد توجه قرار گیرد. به وضوح نیاز به همکاری بیشتر بین کشورها در زمینه تحقیقات پیشگیری ، مداخله و درمان وجود دارد. نیاز مبرم به برابری بین سلامت روحی و جسمی وجود دارد. هر دو نوع سلامت باید در بودجه ملی و جهانی بهداشت و توسط نهادهای بهداشتی جهانی مانند WHO درمان و تأمین مالی شوند. دولت ها باید به اندازه مشکلات اقتصادی با بحران رو به رشد بهداشت روانی برخورد کنند.

نیاز به مداخلات ضد انگ با استفاده از ادبیات و آموزش روانی وجود دارد نشان داده شده به منظور بهبود قابل ملاحظه درک بیماری های روانی در کانادا و نیوزلند. با این حال ، بسیاری از کشورها اغلب ظرفیت انجام این نوع مداخلات را ندارند. بنابراین ، یک چارچوب بین المللی باید شامل تخصیص مناسب منابع به افراد نیازمند ، به رسمیت شناختن سلامت روان به عنوان یک حق بشر و تأکید بر تعهدات حقوق بشر از پیش موجود و الزام آور تحت UDHR باشد. رعایت حقوق بشر توسط کشورها باید در چارچوب قوانین و سیاست های آنها در مورد افراد مبتلا به بیماری های روانی دیده شود. ارتقاء حقوق بشر ناگزیر به توسعه بیشتر مراقبت های بهداشت روانی کمک می کند و باید در نهادها و چارچوب های حقوق بشر به رسمیت شناخته شده و مورد توجه قرار گیرد.

اگر علاقمند به نوشتن برای International Policy Digest هستید ، لطفاً به ما ایمیل ارسال کنید [email protected]