پخش جریانی یا رد شدن؟



اکنون در HBO Max ، خاطره گویی اولین کارگردانی فیلم بلند لیزا جوی ، یکی از سازندگان سریال HBO نامزد امی است دنیای غرببه او بخشی از مفهوم واقعیت مجازی این مجموعه تحسین شده را به فیلم می آورد ، درباره مردی با دستگاهی که افراد را قادر می سازد تا خاطرات خود را زنده کنند. این یک ایده اصلی است – می دانم ، نفس می کشم ، درست است؟ – توسط بازیگران بزرگی به رهبری هیو جکمن ، ربکا فرگوسن ، تاندیو نیوتن و کلیف کرتیس پشتیبانی می شود. اما پس از اتمام کار با فیلم ، آیا واقعاً آن را می خواهیم (کلیشه ای در مورد زنده نگه داشتن خاطرات یا فراموشی در اینجا وارد کنید)؟

‘یادآوری’: STREAM یا SKIP؟

موارد ضروری: میامی تقریباً زیر آب است و ساکنان آن تمام روز در داخل می مانند ، زیرا هوا بسیار گرم است. وسوسه شدم که بگویم فیلم در جهان متفاوتی از دهه 1980 تنظیم می شود ، زمانی که تغییرات آب و هوایی چند دهه زودتر رخ داد ، زیرا همه از اتومبیل های قدیمی با قایق های بزرگ دهه 70 استفاده می کنند و فناوری نمایش داده شده بیشتر آنالوگ است تا دیجیتال ، اما پس از آن همچنین یک صحنه دیرهنگام که در آن شخصیتی مانند یک دستگاه اکشن با جیب های بلند آیفون را بیرون می آورد تا نظریه را زیر و رو کند. بیایید فقط آن را یکپارچه سازی آینده نگر بنامیم. ما با قهرمان داستان خود نیک بنیستر (جکمن) ملاقات می کنیم ، که در همه جا حاضر یا در ارتفاع شش سانتی متری آب در خیابان از بین می رود ، و شما می دانید که طمعکاران چگونه پاکسازی از طریق فروش سیستم های امنیتی نقد شده است؟ خوب ، در Reminiscenceverse ، من شرط می بندم که تولیدکنندگان گالوش در حال حاضر در یک درصد هستند که در خانه های خشک و زیبا زندگی می کنند ، زیرا آنها می توانند سد در اطراف اجتماعات خود بسازند.

به هر حال ، نیک ، او به سر کار می رود و دستیارش واتس (نیوتن) می گوید ، “شما دیر کردید” ، و او پاسخ می دهد ، “دیر ساخت زمان خطی است – ما اهمیتی نمی دهیم.” در واقع ، آنها اهمیتی نمی دهند. : مشتریان او می خواهند به Dingamajig او ، یک تانک نیمه غرق شده با هدست هدست ، بپردازند و با هدایت آرام بخش هیپنوتیزم کننده توسط نیک ، خاطرات خود را زنده کنند. نیک و واتس می توانند خاطرات را در عمل ببینند که بدون هیچ دلیلی به عنوان هولوگرام پیش بینی شده اند تا در این صحنه ها چیزی برای تماشاگران فیلم به ما بدهند. (نگران نباشید ، نیک و واتز لچ نیستند – وقتی خاطرات کمی داغ می شوند ، از بین می روند.) این هدیه بسیار وحشتناک است ، تجارت نوستالژی باید سودآور باشد ، اما نیک فقط خوب است زیرا تمایل دارد به خاطر دامپزشکان Giving Border Wars وی رایگان می گیرد تا بتوانند اوقات خوشی را سپری کنند. مقامات به او پول می دهند تا مغز جنایتکاران را برای سرنخ جستجو کند و دیگران فقط می خواهند کلید آنها را پیدا کنند.

مورد دوم درخواست مای (فرگوسن) است که زن و مرد را در زندگی نیک می آمیزد تا صدای خشونت آمیز و ناامید کننده خود را به صدا درآورد (z “). او یک خواننده سالن با لباسهای ابریشمی با برش کم و بلندی است که می تواند با بالا بردن ابروی شانزده اینچی به سبک باکال ، آهن را از 100 قدم آب کند. می بینید که این خانم در حال قدم زدن در زندگی نیک است و لباس خود را به زمین می اندازد تا به چیزهای فکری برسد و قبل از اینکه بدانید او کلیدهای خود را پیدا کرد و نیک یکی از آنها را در حلقه گذاشت: این قلب او را باز می کند. آنها زمان کافی را با هم می گذرانند تا وسواس قریب الوقوع نیک را پرورش دهند ، که پس از ناپدید شدن آنها در شتاب کامل است. حالا او باید به هر قیمتی او را پیدا کند و حدس بزند بهترین روش او چیست؟ به درستی. بازی تفکر قدیمی.

شما را به یاد چه فیلم هایی می اندازد؟: خاطره گویی نوعی دنده فرود مرطوب است تیغ دونده ترکیب شده با بیت های گزارش اقلیت، شروع و مقداری نوآر خوشمزه روی هیچکاک

دستاورد قابل توجه: نیوتن سعی می کند شخصیت یک نت خود را حداقل به یک قطعه کوارتت زهی متواضع تبدیل کند ، و در حالی که تلاش قابل مشاهده است ، نتیجه ناامید کننده است. شخصیت های او و جکمن نشانه هایی از پویایی افراطی متفکرانه و غیرمعمول را نشان می دهند ، اما با به حاشیه رانده شدن او به جایی نمی رسد. این یک فرصت از دست رفته است.

دیالوگ به یاد ماندنی: آیا ما هستیم ظاهرا با آن خندیدن؟

مای: برام قصه بگو. یکی با پایان خوش.

نیک: پایان خوشی ندارد. همه پایان ها غم انگیز هستند ، به ویژه هنگامی که داستان شاد است.

مای: پس یک داستان شاد برایم تعریف کن ، اما آن را در میانه به پایان برسان.

جنسیت و پوست: ناحیه ای بسیار سبک و بسیار پرشور ، سایه دار ، لباس پوشیده (وقتی چیزها از میزها و میزهای روی میز می افتند ، شیشه ها روی زمین می شکنند؟ بله ، وقتی چیزها از روی میز و روی میز می افتند ، شیشه ها روی زمین می شکنند).

نظر ما: وقتی نیک سعی می کند معشوقه گمشده اش را پیدا کند و بفهمد که او او را رها کرده یا به او خیانت کرده است ، او تبدیل به یک مرد کلیشه ای نوآر در یک شکار خصوصی و چاق می شود که شامل کندن سرنخ ها و بلند کردن الاغ او می شود. او از مجموعه های دقیق ساخته شده مجهز به CGI دیدن می کند ، با شخصیتی سایه دار که یک سخنرانی طولانی و خسته کننده می کند ، ملاقات می کند ، برای دردسر در شکم کوبیده می شود ، تکرار کنید. این یک شعار تکراری است – بیشتر شبیه بزرگترین مرد آهسته است ، اینطور نیست؟ به سمت راست؟

تختخواب های شادی ساخته شده از علوفه علمی تخیلی علمی – از جمله غذای خود او دنیای غرب عنوان – فیلم های کلاسیک Work – and Turner Classic به طور منظم و تقریباً به برخورد تازه و قانع کننده زیبایی شناسی گذشته و آینده نزدیک می شود. خاطره گویی بهترین حالت زمانی است که به جلوه های بصری اکشن و دلهره آور تبدیل شود ، مانند سکانسی که در آن جوی از یک لنز زاویه باز برای تحریف فریم استفاده می کند در حالی که دو مرد در یک عمارت متروکه که سطح اول آنها به طور کامل در زیر آب قرار دارد می نشینند. اجرای یک سکانس سورئال تقریباً غرق کننده اما همان سکانسی که تقریباً غرق می شود ، به همان چیزهای قدیمی چشمک می زند. کلیشه ها به همان اندازه برای جوی فریبنده هستند که مای برای نیک پیر.

جستجوی غم انگیز و عاشقانه نیک او را به همه جا می کشاند ، به سوی بسیاری از نقاط تاریک سایه دار که دری را به سوی یک ساختار جهان نیمه درک شده باز می کند. جنگ و دره وسیع بین داشته ها و داشته ها تنها به عنوان پس زمینه ای مبهم برای روایت خیره کننده و مبهم نیک در مورد ماهیت از دست دادن و حافظه و گذر زمان غم انگیز زمان ، درهم آمیخته با نور وجود دارد – بدون به اصطلاح تاریکی – شاه بلوط فلسفی. در اینجا من یک چیز دیگر را اضافه می کنم: قدر داشته های خود را بدانید در حالی که آن را دارید. بخورید ، بنوشید و شاد باشید ، زیرا فردا می توانیم کاپوتسکی باشیم. زندگی کن بخند عشق بورز. اوه ، و نکته آخر ، وقت خود را با انجام کارهای بی اهمیت مانند تماشای این فیلم هدر ندهید.

درخواست تجدید نظر ما: خاطره گویی؟ فراموشش کن! ردش کن.

جان سربا نویسنده و منتقد مستقل مستقر در گرند رپیدز ، میشیگان است. درباره کار او در johnserbaatlarge.com بیشتر بخوانید یا او را در توییتر دنبال کنید: johnserbaبه

جاری خاطره گویی در HBO Max