کانون توجه اجرایی: ناتالی جانزونیوس نوبرت ، مدرسه موسیقی برکشایر | شرکت ها



پیتسفیلد – ناتالی جانسونوس نوبرت به عنوان یک موسیقی دان آموزش دیده در یک شهر موسیقی محلی بزرگ شد. پاریس ، تنسی ، یک شهر کوچک در نزدیکی مرز ایالتی با کنتاکی ، بیشتر به دلیل خانه بزرگترین سرخ کرده در جهان شناخته شده است.

اما آموختن یک سبک موسیقی در مکانی که به آن معروف نیست ، به جانسون نیوبرت قدردانی عمیقی از سایر سبک های موسیقی کرد ، که وی در بازدید از کالج سارا لارنس در خارج از شهر نیویورک از آن لذت برد.

زندگی در نیویورک همچنین او را به جنبه های دیگر هنرهای نمایشی ، از جمله جمع آوری کمک مالی ، سرپرستی و کارگردانی ، در زمینه هایی که همیشه موسیقیدانان نمی روند ، کشاند.

سال گذشته جانسونيوس نوبرت همه اين مهارتها را به مقام جديد رساند ، مدير اجرايي مدرسه موسيقي بركشاير در پيتسفيلد ، كه در سال 1940 توسط ويني ديويس لانگ كرين تأسيس شد.

ما اخیراً با ساکن Lenox در مورد سابقه وی در هنرهای نمایشی ، نحوه مشارکت وی در جنبه های مختلف این زمینه و اینکه قصد دارد در مدرسه موسیقی برکشایر شرکت کند ، صحبت کردیم.

س: شما تجربیات زیادی در زمینه جمع آوری کمک های مالی و همچنین سرپرستی و رهبری دارید ، اما شما همچنین یک موسیقیدان آموزش دیده با کلاس هستید. به نظر می رسد این یک مهارت غیر معمول برای کسی در هنرهای نمایشی است. معمولاً یکی یا دیگری است. چطور به هر دوی آنها رسیدید؟

آ: من نوازندگی پیانو را در جوانی شروع کردم [age 4]به

من در یک شهر کوچک بزرگ شدم. من در زمینه موسیقی کلاسیک بسیار سنتی آموزش دیدم. سپس وقتی به دنبال تحصیلات عالی شدم ، به موسیقی ، تئاتر و نویسندگی علاقه مند شدم. من به سراغ سارا لارنس رفتم و سارا لارنس به شما این امکان را می دهد که همه این کارها را انجام دهید و بر سطح هنری بالایی تمرکز کنید. اگر همه این کارها را انجام دهید ، در هیچ گروهی قرار نخواهید گرفت.

س: آیا آن زمان بود که شروع به شعبه بندی کردید؟

آ: وقتی به سارا لارنس آمدم ، کار با موسیقیدانانی را شروع کردم که فقط نوازندگان کلاسیک اروپای غربی نبودند. بسیاری از موسیقی های معاصر و جدید از سارا لارنس به دست آمد.

من یک مربی داشتم که موسیقی جدید و آنچه قبلاً آوانگارد نامیده می شد را به من معرفی کرد ، مانند Bang on a Can، Meredith Monk، John Zorn. … در همان زمان من تئاتر تجهیزات زیادی انجام دادم و ساکسیفون بازی کردم. من زوایای مختلفی داشتم که در مورد یک موضوع مطرح می شد.

س: چگونه وارد قسمت اداری شرکت شدید؟

آ: زمانی که من در دانشگاه بودم ، یک خانه ارائه در نیویورک وجود داشت به نام آشپزخانه. هنر ویدئو ، موسیقی معاصر و ادبیات در اینجا انجام می شود. این یکی از اولین تولید کنندگان آوانگارد در نیویورک بود.

من در آنجا کارآموزی انجام دادم و با مدیر عامل بسیار نزدیک شدم. به من این فرصت را داد تا همه پرونده های تاریخ سازمان ، همه فایل های موسیقی ، ویدئو آرت را ببینم. چشمانم را باز کرد و من در مورد انواع دیگر هنرها چیزهای زیادی آموختم. …

من واقعاً علاقه مند بودم که هنر چگونه پیشرفت می کند و چگونه تغییر می کند و چگونه می توانید هنرمند و مجری باشید و به عنوان یک پیانیست کلاسیک کبوتر نشوید ، زیرا می دانید که برای همه چیز مبنایی وجود دارد. او به من آموخت که تا زمانی که می توانید پول پیدا کنید ، می توانید هر چیزی را که می خواهید تولید کنید. آن زمان بود که من شروع به جمع آوری و تولید پول کردم تا بگویم این است که چگونه می خواهم خلق کنم و چگونه می توانم آن را محقق کنم؟

س: چه چیزی باعث شد که بخواهید پول جمع کنید؟

آ: بیشتر 20 سالگی را در نیویورک گذراندم. بسیار سخت است ، به عنوان یک بازیگر ، به عنوان یک کارگردان ، به عنوان یک موسیقیدان ، دیده شدن و درگیر شدن. اما تعداد زیادی رستوران کوچک نیز وجود دارد.

بسیاری از مردم به هنرمند کوچکی فرصتی می دهند که هزینه ای برای آنها نداشته باشد ، درست است؟ بنابراین اگر بتوانید پول را بیابید و برای تولید هنر سخت تلاش کنید ، می توانید پای خود را وارد کنید.

من فقط در 20 سالگی مدت بسیار بسیار طولانی کار کردم. وقتی در تمرین نبودم ، به عنوان یک کار روزانه کار می کردم و همه مشاغل روزانه من به خود هنر من مربوط می شد. مشاغل روزانه من جمع آوری کمک های مالی ، روابط عمومی ، بازاریابی و سرپرستی بود. …

از آنجا که من خیلی جوان بودم ، موفقیت های اولیه زیادی داشتم. یکی از اولین برنامه هایی که تهیه کردم برنده یک بیسی شد. بنابراین این امر دریچه های بیشتری را برای من ایجاد کرد تا بتوانم هنری را که به آن علاقه داشتم ، اجرا کنم.

س: کدامیک را بیشتر دوست دارید ، عملکرد یا جنبه اداری شرکت؟

آ: بستگی به روز و مرحله زندگی من دارد. برای من داشتن خانواده نیز مهم است. ما به دلایلی اینجا زندگی می کنیم. … بنابراین گاهی وقت خانواده است و گاهی وقت مدیریت.

در چند سال گذشته من سعی کردم این موارد را بیشتر ادغام کنم و بیشتر در مورد پروژه هایی که می خواهم انجام دهم و آنچه فکر می کنم تغییراتی در جامعه ایجاد می کند بیشتر فکر کنم.

وقتی به مدرسه فارغ التحصیلی برگشتم ، یکی از استادانم گفت بهترین هنرمند بودن این است که داستانی را پیدا کنید که باید بیان شود و فقط آنطور که می توانید بیان کنید. گاهی اوقات به این دلیل است که من بهترین طراح صدا هستم. گاهی اوقات من بهترین تهیه کننده برای آن هستم.

من با استعدادترین نوازنده ای نیستم که از شهرستان برکشایر آمده ام ، اما به راحتی می توانم جایی را که مدرسه موسیقی برکشایر پر کرده و می تواند در آن مشارکت کند ، تشخیص دهم.

س: بر اساس تجربه قبلی شما و مأموریت مدرسه موسیقی برکشایر ، به نظر می رسد این شغل همه کارهایی را که دوست دارید انجام دهید ، ترکیب می کند. راست می گویم؟

آ: کاملا. وقتی کار شروع شد ، من به صورت پاره وقت در Shakespeare & Company به عنوان یک جمع آوری کمک مالی کار می کردم. این دقیقاً در زمان همه گیری اتفاق افتاد (جانسونوس نوبرت در مه 2020 به عنوان مدیر عامل مدرسه منصوب شد).

چیزی در مورد موقعیت وجود داشت و این یک سازمان کوچک بود که من از طریق سازماندهی فرصتی را برای ایجاد تغییرات واقعی در جامعه دیدم. … من می دانم که “هنرمند” برای بسیاری از افراد مختلف معنی زیادی دارد. وقتی به “هنرمند” فکر می کنم به این معنی است که از هر وسیله لازم برای رشد و پرورش زیبایی استفاده کنم. این فقط مربوط به بازی موتزارت نیست. این بدان معناست که موسیقی در این جامعه بیش از مجموع اجزای آن است.

س: همه اینها چگونه بر مأموریت فعلی مدرسه موسیقی برکشایر تأثیر می گذارد؟

آ: ما در یک سال تغییر هستیم ، بنابراین همه گیری به ما اجازه داده است سرعت خود را کاهش دهیم. سال گذشته بیشتر درس ها و کلاس های خود را به صورت آنلاین برگزار کردیم. این واقعاً به ما فرصتی داد تا در مورد آنچه انجام می دهیم ، برنامه هایی که داریم و اینکه من تازه کار هستم و دیدگاه کمی متفاوت نسبت به سازمان دارم ، فکر کنیم.

[The Berkshire Music School] توسط وینی دیویس کرین تأسیس شد. ایده آنها این بود که باید یک مدرسه موسیقی ، درس های موسیقی ، برای کل جامعه وجود داشته باشد ، نه فقط برای افرادی که می توانند از عهده آن برآیند. برای من این به معنی درس های موسیقی است ، به معنی کلاس های گروهی ، به این معنی که مردم را دور هم جمع می کند.

امسال بسیار آشکار شد که جنبه های اجتماعی موسیقی به اندازه جنبه های هنری موسیقی اهمیت دارد. عمل کردن مردم در کنار هم برای خلق چیزی برای من بسیار مهم است.

بنابراین برکشایر در حال تغییر است. موسیقی اروپای غربی یک پایه مهم است ، اما ما در اینجا صداهای موسیقی زیادی داریم. … برای من مهم است که مدرسه موسیقی همه این صداها را منعکس کند و ما از همه این افراد در جایی که هستند الهام بگیریم و آنها را ملاقات کنیم ، به طوری که مجبور نباشید در راه جولیارد باشید تا ویولونیست کلاسیک شوید. این عالی است ، این فوق العاده است ، و ما همچنان به تشویق این نوازندگان ادامه می دهیم.

اما طبل آفریقایی به مخاطبان متفاوتی می رسد و آنچه قبلاً موسیقی جهانی یا جهانی نامیده می شد به مخاطبان دیگری می رسد. موسیقی الکترونیکی به مخاطبان متفاوتی می رسد. همه از شرکت در موسیقی سود می برند.

خیلی دوست دارم ما را در سراسر استان ببینیم. ما به عنوان مدرسه موسیقی پیتسفیلد شروع به کار کردیم و سپس به مدرسه موسیقی برکشایر تغییر کردیم ، که باعث شد کمی بزرگتر شود. اما من دوست دارم همه ما را در شهرستان شمالی و پایین در شهرستان جنوبی در شفیلد و همه جا بین خود ببینیم. … اگر بتوانیم هنرمندان را از سراسر جامعه جذب کنیم ، این برای من بسیار ویژه خواهد بود.